محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5260

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و هفتاد و هشتم بود از جمله حوادث سال اين بود كه در مصر حوفيان قيس و قضاعه و ديگران بر ضد عامل رشيد ، اسحاق بن سليمان ، به پا خاستند و با وى نبرد كردند . رشيد هرثمة بن - اعين را با تنى چند از سرداران پيوسته به دو ، به كمك اسحاق بن سليمان فرستاد كه حوفيان تسليم شدند و به اطاعت آمدند و آنچه را از مال حكومت به عهده داشتند پرداختند . در آن وقت هرثمه عامل فلسطين بود از جانب رشيد و چون كار حوفيان به سر رفت ، هارون ، اسحاق بن سليمان را از مصر برداشت و عبد الملك بن صالح را ولايتدار آنجا كرد . در اين سال مردم افريقيه به عبدويه انبارى و سپاهيانى كه با وى در آنجا بودند تاختند ، فضل بن روح كشته شد و همه كسانى از خاندان مهلب كه آنجا بودند برون رانده شدند . رشيد ، هرثمة بن اعين را سوى آنها فرستاد كه به اطاعت باز آمدند . گويند كه وقتى عبدويه بر افريقيه تسلط يافت و سلطان [ 1 ] را خلع كرد ، كارش بزرگ شد و پيروانش بسيار شدند و كسان از هر طرف رو سوى وى كردند در آن وقت وزير رشيد ، يحيى بن خالد بن برمك بود . يحيى ، يقطين بن موسى و منصور بن زياد دبير خويش را سوى عبدويه فرستاد . از آن پس يحيى پياپى به وى نامه مىنوشت و او را به اطاعت ترغيب مىكرد و از نافرمانى بيم مىداد و اندرز مىداد و تطميع مىكرد و وعده مىداد تا امان را پذيرفت و به اطاعت باز آمد و سوى بغداد آمد و يحيى به تعهدى كه با وى كرده بود وفا كرد و با وى نكويى كرد و برايش از رشيد امان گرفت و به او چيز داد و رياست داد .

--> [ 1 ] كلمهء متن